چگونه کودک را ادب کنیم؟
در تاریخ: ۱۳ خرداد ۱۳۹۶

طبیعی است که کودکان تا پیش از اینکه راهنمایی و تربیت مناسب را دریافت کنند، دردسرهای زیادی برای والدینشان ایجاد می کنند. برخی کودکان بیش فعال هستند و چالشهای بیشتری در مقایسه با دیگر کودکان پدید می آورند. ولی همه ی کودکان باید پذیرفته شوند و مورد محبت قرار بگیرند و پدر و مادرها باید به خاطر داشته باشند که هدف از ادب کردن آموزش است. در این مطلب به برخی از جنبه های تربیت کودکان می پردازیم که شامل موارد زیر می شود:

  • چگونه کودک را تنبیه کنیم: ادب کردن کودک لزوما به معنی تنبیه کودک نیست، زیرا هدف دراز مدت این است که به او بیاموزیم چگونه نظم و ترتیب را رعایت کند و به جای اطاعت محض، زمام کارهای خودش را به دست بگیرد. رفتار خوب البته نسبی است و استانداردها از خانواده ای به خانواده ی دیگر متغیرند. بدیهی است که آموزش اصول ایمنی از همه چیز مهمتر است. بچه های کوچک بیش از تنبیه به راهنمایی نیاز دارند و هدف از تنبیه نباید انتقام بلکه باید آموزش باشد. گوشه ی اتاق ایستاندن برای کودکان در همه ی سنین یک تنبیه مؤثر است و پاداش دادن برای کارهای خوب هم برای تربیت همه ی کودکان مفید است. به خاطر داشته باشید که مقررات را ساده و مختصر نگه دارید و حتی اگر با تنبیه بدنی به شکل زدن بر نشیمنگاه بچه موافقید، ولی هیچگاه او را تکان ندهید و بر سرش نزنید.
  • با کودکان خاص چگونه رفتار کنیم: برخی کودکان برای هر پدر و مادری چالش آفرین هستند. اراده ی قوی دارند و به شدت کنجکاوند، دچار مشکلات خواب و تغذیه هستند و از زمان تولد اینگونه بوده اند. برخی ممکن است بیش فعال باشند در حالی که از هوش بالا برخوردارند. کودک خاص را هم باید پذیرفت و به او محبت کرد. هر از گاهی بگذارید او در دعواها برنده شود تا توان خود را برای مشکلات اساسی تر ذخیره کنید. تا زمانی که به سن مدرسه برسد از معاینه ی کامل خودداری کنید.

چگونه کودک را تنبیه کنیم

عبارت “ادب کردن” در ذهن بسیاری از پدر و مادرهای نسل قبل مترادف تنبیه است. به نظر آنها که از فرزندانشان انتظار اطاعت بی چون و چرا داشتند، توجه و محبت بیش از اندازه به بچه ها باعث لوس شدن آنها می شود.

امروزه ما می دانیم که عشق و محبت برای تربیت کامل بچه ها لازم است و معنای صحیح ادب کردن، آموزش نحوه ی رفتار است. هدف طولانی مدت ما این است که بچه ها خودشان، خودشان را تربیت کنند و به جای اطاعت محض از قوانینی که بزرگترها و قوی ترها تدوین کرده اند خودشان زمام امور خود را به دست بگیرند.

مسلما رفتار خوب نسبی است. استانداردها شخصی هستند و رفتارهایی که در یک خانواده غیر قابل قبول است ممکن است در خانواده ای دیگر رضایت بخش تلقی شود. زمانه هم عوض می شود. شما لزوما همان توقعاتی را از فرزندتان ندارید که پدر و مادرتان از شما داشتند. به مرور که کودک بزرگ می شود اصول و ارزشهای مورد قبول شما را جذب می کند.

مسلما فرزند شما باید بدون چون و چرا آموزشهای ایمنی را بپذیرد. نمی توان از کودک دو ساله توقع داشت که خودش خودش را تربیت کند. “نکن” گفتن شما در هنگامی که می خواهد وسط خیابان بپرد و یا برادر یا خواهر کوچکترش را بزند، باید فورا اطاعت شود. ولی فرزند شما یاد می گیرد و هر بار که امر و نهیتان را تکرار می کنید درس شما بهتر در ذهنش می نشیند تا زمانی که خودش به جای شما مسئولیت کارهایش را به عهده می گیرد.

به عنوان مثالی دیگر وقتی کودک سه ساله تان را از توپ بازی در اتاق منع می کنید، هدف شما این نیست که به او بفهمانید که شما رئیسید یا حتی از توپ بازی در خانه جلوگیری کنید. هدف این است که به کودک یاد بدهید که به خانه و وسایلش احترام بگذارد و نهایتا کودک این را یاد می گیرد. او با تسلط پیدا کردن بر خودش و اعمالش، نه تنها از توپ بازی در اتاق خودداری می کند بلکه به چراغها هم ضربه نمی زند، چکش را به مبل و صندلی نمی کوبد و از فعالیتهای مخرب دیگر هم امتناع می کند.

بچه های کوچک به راهنمایی بیش از تنبیه نیاز دارند. اما وقتی فرزند شما بین دو تا دو و نیم سال سن دارد، کم کم فرق بین درست و اشتباه را می فهمد و شما به دنبال راهی می گردید که او را برای سوء رفتارهایش به شکل مؤثر و منصفانه مجازات کنید. شیوه ای که برای تنبیه فرزندتان انتخاب می کنید بستگی دارد به سن او، شخصیت او و شما، و شاید به نحوه ی تنبیه شدن خودتان در دوران کودکی. کودک دل نازک یک ساله ی شما احتمالا حتی با یک خم ابروی شما بغضش می شکند در حالی که یک کودک یک ساله ی طغیانگر ممکن است حتی با شدیدترین تشرها هم احساساتش تحریک نشود. یک کودک دو ساله ممکن است حتی به توصیه ی کلامی شما واکنش مثبت نشان دهد در حالی که کودک دو ساله ی دیگر ممکن است فارغ از آنچه شما بگویید کاری را که نباید بکند عمدا تکرار کند.

همیشه به خاطر داشته باشید که هدف از تنبیه انتقام نیست بلکه آموزش است و عملی که به خاطرش کودک را تنبیه می کنید عملی است که شما نکوهش می کنید نه کودک. تنبیه را فورا اجرا کنید (آن را به “وقتی بابایت بیاید” موکول نکنید) و بلافاصله پس از تنبیه به کودک نشان دهید که دوستش دارید.

بازداشت کودکان در همه ی سنین یک تنبیه مؤثر محسوب می شود؛ چه برای یک کودک یکی دو ساله ی عصبانی و چه برای یک کودک طغیانگر نزدیک به بلوغ. تنها تفاوت این است که کودک یکی دو ساله را برای مدت کوتاهی روی صندلی اش می گذارید و از او می خواهید که همانجا بماند -مثلا دو یا سه دقیقه- ولی کودک بزرگتر را تا زمانی که اشتباهش را بپذیرد به گوشه ای می رانید. برای کودکان کوچکتر که درک خوبی از زمان ندارند می توان از ساعت شنی یا زمان سنج آشپزخانه که دارای عقربه است برای نشان دادن زمان به او استفاده کرد تا بتواند گذشت زمان را ببیند. یکی از بهترین جنبه های بازداشت این است که فرصتی برای آرامش کودک و پدر و مادر فراهم می کند.

نشان دادن پیامد منطقی کارهای اشتباه کودک به او یکی از منصفانه ترین و عاقلانه ترین شیوه های تنبیه است. این شیوه ی تنبیه در سنین بالاتر بیشترین کارآیی را دارد. مثلا وقتی کودک زیاد می خوابد به اتوبوس مدرسه نمی رسد؛ پس بگذارید پیاده به مدرسه برود. یا وقتی که کارهایش را به موقع انجام نمی دهد اجازه پیدا نمی کند تلویزیون نگاه کند. ولی حتی برای کودک خردسال کوچکتر از سه سال هم قابل فهم است که اگر بر خلاف اخطار پدر و مادر با سه چرخه به کوچه برود اجازه نخواهد داشت به مدت یک روز از سه چرخه اش استفاده کند. و یا اگر از یک اسباب بازی به عنوان سلاح استفاده کند، شما آن اسباب بازی را از او می گیرید. پیامد منطقی کتک زدن، گاز گرفتن و لگد زدن جدا شدن از هم بازی یا فردی است که کودک به او حمله کرده.

نهایتا پرسش تنبیه بدنی پیش می آید: آیا باید بر نشیمنگاه کودک بزنید یا نه؟ برخی پدر و مادرها معتقدند که هیچ وقت نباید بر نشیمنگاه کودک زد زیرا این کار بیشتر خالی کردن عصبانیت خود ماست تا آموزش به کودک. این دسته از پدر و مادرها می گویند درسی که این کار به کودک می آموزد این است که کتک زدن یک راه حل برای مشکلات است. تنها استثنایی که این دسته از والدین قائل می شوند یک تنبیه بدنی سریع برای وقتی است که کودک به وسط خیابان می پرد تا به این وسیله او را از به خطر انداختن خودش یا دیگران بر حذر بدارند. ولی آیا اینگونه کودک سردرگم نمی شود که چگونه با زدن بر نشیمنگاهش می خواهید او را از آسیب زدن به خودش یا دیگران باز بدارید؟

هیچگاه کودک راتکان ندهید و بر سرش نزنید -این کار خطر آسیب به مغز و حتی مرگ را به همراه دارد. ماهیچه های گردن کودک هنوز ضعیف هستند؛ وقتی که سر به عقب بر می گردد، مغز به جمجمه می خورد و رگها کشیده یا بریده می شوند. رگهای چشم هم ممکن است آسیب ببینند و منجر به کاهش یا از دست رفتن بینایی شوند.

نهایتا باید به همه ی کسانی که از فرزندتان مراقبت می کنند بگویید که هیچ وقت از تنبیه بدنی برای فرزندتان استفاده نکنند. این نوع از تنبیه، در صورت اجرا، بهتر و ایمنتر است که توسط خود شما اجرا شود.

  • مطمئن شوید که توقعاتتان از بچه منطقی است. توقعات پدر و مادرها از فرزندشان به سادگی از حد می گذرد مخصوصا وقتی که با فرزند اول رو به رو هستند. هیچ کس نمی تواند از نوزاد نه ماهه توقع داشته باشد که مراقب چیزهایی که در دهانش می گذارد باشد؛ کودک در این سن نیاز به مراقبت پیوسته دارد. ولی ممکن است وسوسه شوید با کودک خردسال باهوشی که خوب راه می رود، حرفهای شما را می فهمد و جمله می گوید مثل یک آدم بزرگ رفتار کنید. متوجه نمی شوید که چرا نافرمانی می کند و تلاش می کند از خطوط قرمزی که تعیین کرده اید عبور کند. حقیقت این است که طبیعت کودک به او فشار می آورد که خودش را از شما جدا کند و مستقل شود و رفتار کودک پاسخی است به این ندای طبیعی. سرپیچی او به معنای رشد او است. برای مدتی تا حد ممکن کمتر به او فرمان بدهید، در صورت امکان به او بیش از یک گزینه بدهید و از دیپلماسی به جای فشار برای ترغیب او به صحیح رفتار کردن استفاده کنید.
  • به رفتار خوب پاداش بدهید نه به رفتار بد. به کودک خوش رفتار بیش از کودک بدرفتار توجه کنید. وقتی رفتار صحیح از کودک سر می زند او را تشویق کنید و بغلش کنید. وقتی در واکنش به تنبیه شما شروع به جیغ و داد می کند به او توجه نکنید. برای کودکان خردسال، محبت و ستایش بهتر از پاداش مادی مثل غذا و اسباب بازی و پول است. با این حال مراقب باشید کلمات ستایش آمیز را با استفاده ی نا به جا نامعتبر نکنید – حتی برای خردسالان.
  • واکنش شدیدتر از حد به کارهای اشتباه نشان ندهید. نباید با شدت یکسان برای اشتباهات کوچک و بزرگ کودک را ملامت و تنبیه کرد. شدیدترین لحن صدایتان را برای شرایط واقعا اضطراری نگه دارید و شدیدترین تنبیه را در واکنش به کارهایی استفاده کنید که برای کودک یا دیگران خطرناک است.
  • پیغامتان را خلاصه و روشن بیان کنید. قوانینتان را ساده نگه دارید و مرتب آنها را تکرار کنید. واضح و با کلمات یک هجایی صحبت کنید. وقتی به کودک دستوری می دهید به چشمانش نگاه کنید و دستش را بگیرید. قوانینی وضع نکنید که قابل اعمال نباشند یا بر پایه ی عواطف استوار باشند. مثلا شما نمی توانید کودک را مجبور کنید بخوابد یا کسی را دوست داشته باشد. وقتی کودک از قانونی سرپیچی می کند به طور خلاصه به او بگویید که چه کار اشتباهی انجام داده است و چرا کارش اشتباه است. گرفتن دست او و دست گذاشتن روی شانه اش در حالی که او را ملامت می کنید محبت شما را نشان می دهد و می تواند توجه کودک را بیشتر به شما جلب کند.

با کودکان خاص چگونه رفتار کنیم

هر پدر و مادری می داند که سر و کله زدن با بعضی بچه ها دشوارتر از دیگر بچه هاست. گاهی به علت تفاوت شخصیت والدین و کودک مشکلاتی ایجاد می شود ولی کودکانی هم هستند که هر پدر و مادری با آنها به مشکل بر می خورد. کودکان مشکل ساز واقعی ممکن است از زمان نوزادی اینچنین بوده باشند؛ مثلا مشکلات خواب و تغذیه و بیماریهای خفیف مختلف. مشکلات با بچه بزرگ می شوند. کودک دارای اراده ای قوی است با نیازهای شدید و تصمیمات خلل ناپذیر. اغلب هم نسبت به همه ی جنبه های محیط اطراف شدیدا کنجکاو است.

والدین چنین کودکانی می توانند حداقل به این دلخوش باشند که کودکان اینچنینی عموما از هوش فوق العاده برخوردارند. برخی را می توان در میان بیش فعالان طبقه بندی کرد ولی چنین تشخیصی را نمی توان تا پیش از سن مدرسه انجام داد. تنها پس از یک معاینه ی جسمی کامل و گاهی آزمایش روانی می توان به تشخیص بیش فعالی رسید و برای کودک دارو تجویز کرد. برخی پزشکان معتقدند که می توان با حذف شیرینی و رنگ غذا از رژیم کودک به درمان بیش فعالی او کمک کرد ولی این یک نظریه ی بحث برانگیز است. در کل در مورد تشخیص بیش فعالی مجادلات زیادی هست مخصوصا وقتی که بحث تجویز دارو در میان باشد.

آنچه اهمیت دارد این است که کودک دارای اراده ی قوی را به همان صورتی که هست بپذیریم و محبت و ارادت خود را مکرر به او نشان دهیم. در صورت امکان با پرت کردن حواس کودک از کارها و وضعیتهایی که مشکل سازند از درگیر شدن با او بپرهیزید. در صورت لزوم محکم با او برخورد کنید اما انرژی خود را برای مشکلات اساسی حفظ کنید. هر از چند گاهی اجازه بدهید که کودک در دعواها برنده شود. زمانهایی هست که کنترل کودک خیلی سخت می شود و شما دچار اضطراب می شوید. تلاش کنید در این دوران هم برای خود زمانهای آزاد فراهم کنید حتی اگر شده یک بعد از ظهر یا غروب.

هرچنند هیچ پدر و مادری از ادب کردن کودک لذت نمی برد، ولی این کار از لوازم تربیت کودک است. اگر بی طرفانه و منصفانه به این کار بپردازید، نسبت به اعمالتان اطمینان خاطر خواهید داشت. به خاطر داشته باشید که ادب کردن، هم برای صلاح خود کودک است و هم برای صلاح پدر و مادر.


محتوای این مطلب صرفا برای اطلاع رسانی است و به هیچ عنوان نمی توان آن را توصیه ی پزشکی قلمداد کرد. سایت چرا؟چرا؟دات کام هیچ گونه مسئولیتی در قبال عواقب به کار بستن توصیه های این مطلب ندارد. برای دریافت توصیه پزشکی لطفا به پزشک مورد اطمینان خود مراجعه کنید.


منبع: www.howstuffworks.com

 

 

2 thoughts on “چگونه کودک را ادب کنیم؟

  1. سلام
    ما به همراه یک گروه از متخصصین حوزه وب گروه تلگرامی جامعه
    وبمستران ایران را لانچ کردیم.
    با توجه به اینکه شما هم در این زمینه فعال هستید خوشحال می شیم
    به ما بپیوندید تا تعاملات مفیدی باهم داشته
    باشیم
    لینک گروه خدمتتون
    https://t.me/joinchat/DBhKUBJE3gUMxzABig66Ig

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *