آیا چپ دستها در ورزش موفق ترند؟
در تاریخ: ۳۰ بهمن ۱۳۹۵

سهم چپ دستها از جمعیت انسانها ده در صد است. عددی که در ده هزار سال گذشته بدون تغییر مانده است. اما اگر بنا باشد فهرستی از ورزشکاران موفق چپ درست شود، تعداد زیادی باید در این فهرست گنجانده شوند. تعداد چپ دستهایی که در ورزش جهان در رده های قهرمانی حضور داشته اند اصلا با سهم ده در صدی چپ دستها از جمعیت جهان تناسبی ندارد. چه چیز عامل موفقیت چپ دستها در ورزش است؟

به نظر می رسد هیچ بحثی در این نیست که چپ دستها در ورزش موفق ترند. در ورزشهای فردی که دو حریف باید با هم مقابله کنند، مثل بوکس و تنیس چپ دستها از مزیت غافلگیر کردن حریف برخوردارند. بدیهی است که چپ دست بودن افراد حاصل تصمیم خودشان نیست. بعضی دانشمندان می گویند چپ دست شدن ممکن است در هنگام تولد و یا در اثر یک شوک در دوران حاملگی حاذث شود. سن مادر هم می تواند تأثیرگذار باشد. مادران بالای ۴۰ در مقایسه با مادرانی که در دهه سوم زندگیشان هستند، ۱۲۸ درصد بیشتر احتمال می رود که یک فرزند چپ دست به دنیا بیاورند. اما فقط انسانها نیستند که می توانند چپ دست باشند. چپ دست بودن یا حالتهای معادل آن در گونه ها و انواع مختلف حیوانات می تواند روی دهد و جالب است که در حیوانات هم می توان مزایای چپ دست بودن را مشاهده کرد.

هرچند تصورش خیلی جالب است اما حلزونها نمی توانند بسکتبال بازی کنند. اما با وجود اینکه این خزندگان کوچک دست ندارند، تمایل آنها به چپ خودش را در جهت متفاوت مارپیچ صدفشان نشان می دهد.  چپ دستی برای آنها معادل یک مارپیچ صدف پادساعتگرد است در حالی که به طور معمول جهت مارپیچ صدف حلزون ساعتگرد است. زیست شناسان مشاهده کرده اند که حلزونهای به اصطلاح چپ دست آسانتر می توانند از چنگ خرچنگهایی که می خواهند آنها را شکار کنند بگریزند.

گونه های مختلف خرچنگ دارای یک ابزار خدادادی در پنجه ی راستشان هستند که با آن می توانند پوسته ی صدف ها را خراب کنند؛ چیزی شبیه ابزاری که با آن در کنسروها را باز می کنیم. طراحی این ابزار به گونه ای است که خرچنگ با آن به راحتی می تواند صدفهای داری مارپیچ ساعتگرد را بشکافد اما در برابر صدفهای کمیابتر پادساعتگرد عمل نمی کند.

مشابه این سناریوی خرچنگ و حلزون در دنیای حیوانات بسیار مشاهده می شود. حیوانات شکارچی یاد می گیرند که چگونه گونه های حائز اکثریت را شکار کنند. در دنیایی که لازمه اش تنازع برای بقا است، به شکارچی ای که تلاش و وقت بیشتری صرف شکار طعمه های عجیب و غریب کند پاداشی داده نمی شود. به عنوان مثال اکثر گونه های ماهی ها، در صورت تهدید به یک جهت ثابت فرار می کنند. معادل چپ دست ماهی ها، اما در صورت احساس خطر در جهت مخالف شنا می کند و شکارچی که توقع آن را ندارد ممکن است از شکار باز بماند.

بر خلاف خرچنگها و ما هی ها، انسانها در بالاترین نقطه ی زنجیره ی غذایی قرار دارند. با وجود اینکه حیوانی وجود ندارد که انسال را طعمه ی خود کند، اما انسانها گاه به یکدیگر به چشم طعمه نگاه می کنند. خشونت همواره نقش مهمی در زندگی اجتماعی انسان بازی کرده است. به طور سنتی، انسانهایی که در نبرد تن به تن موفق تر بوده اند، در زندگی هم موفق تر بوده اند.

همانگونه که حیوان شکارچی تمرین می کند تا طعمه هایی را که در اکثریت هستند شکار کند، یک سرباز هم به نحوی آموزش می بیند که محتمل ترین رقیبش -یعنی سرباز راست دست- را شکست دهد. معمولا داشتن حریف راست دست به عنوان یک الگو در ذهن فرد ماندگار می شود. فردی که بیشتر اوقات با حریفان راست دست مبارزه می کند و برنده می شود، مهارتها و واکنشهایش در جهت مبارزه با یک حریف راست دست شکل می گیرد. بنابراین جنگجویان چپ دست همواره از این مزیت برخوردار بودند که حریفان برای مبارزه با آنان تربیت نشده بودند و می توانستند از حربه غافلگیری بر علیه حریف استفاده کنند. در دوران قدیم، چپ دستهای ماهر به کرات موفق می شدند خود را به ریاست قبیله برسانند. روایاتی هست که یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی تاریخ یعنی اسکندر مقدونی چپ دست بوده است.

در خلال سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۴ دو محقق فرانسوی با مشاهده ی تعداد شهروندان چپ دست در نواحی جرم خیز، نظریه ی برتری چپ دستها در نزاعها را به بوته ی آزمایش گذاشتند. مطابق انتظار، شارلوت فاری و میشل ریموند دریافتند که جمعیت چپ دستها در مناطق پرخشونت جهان گاهی به ۲۷ درصد می رسد.

با این حال در مناطقی هم که قتل و کشتار جایگاهی در زندگی روزمره ندارد، برتری چپ دستها در مسابقات ورزشی انکارناپذیر است. همان اصول و دلایلی که به چپ دستها این امکان را می دهد تا در مناطق پر از جرم و خشونت زنده بمانند، به آنها اجازه می دهد در بازیهای رو در رو هم موفق باشند. همانگونه که یک گلادیاتور در روم باستان برای جنگیدن با یک حریف راست دست تربیت شده بود، بازیکنان بیسبال هم تجربه ی بیشتری در مقابله با بازیکنان راست دست دارند. در ورزشهای جنگی تر مثل بوکس، کشتی و هنرهای رزمی این مقایسه واضحتر می شود. در حقیقت اگر یک بوکسور بداند که رقیبش چپ دست است، حتما قبل از مسابقه با یک بوکسور چپ دست تمرین می کند. در چنین مسابقاتی که حتی یک مزیت کوچک می تواند همه چیز را تغییر دهد، چپ دستها به کرات برنده می شوند. اگر تعداد چپ دستها بیشتر می شد، این مزیت نسبی هم رو به افول می گذاشت.

2 thoughts on “آیا چپ دستها در ورزش موفق ترند؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *